
کاش می فهمیدم بهار عمر تو روزی پاییز میشود کاش میدانستم شنیدن صدای مادرانه ات روزی آرزو میشود برای ابد کاش می دانستم روزی تنهایمان میگذاری همه این کاش ها را میدانستم اما مگر میتوان رفتنت را باور داشت میگویند هیچ عاطفه ای عاطفه مادر نمیشود کجایی مادرم تا ببینی از غم نبودنت ذره ذره آب میشوم کاش امروز بودی و اینهمه حسرت و اشک نبود کاش بهار عمرت هیچوقت به پاییز نمیرسید اما من مانده ام و اینهمه اشک و حقیقت انا لله و انا الیه راجعون سهیل ...
ادامه مطلب
غم مخور چون سحری در راه است خبر از همسفری در راه است هجر و اندوه همه عادت ماست فکر کن گل گهری در راه است صبر را پیشه کنی داناییست با خدا باش که راز دگری در راه است عاقبت میرود این چرخ و فلک هم به فناست برود این شب و صبح دگری در راه است فکر کردن به خدا ،کارِ بزرگ عرفاست خاطرت حزن مکن شعر تری در راه است سهیل ...
ادامه مطلب