غم و اندوه تو جاریست دلم
مادری نیست که دستی بکشد
شب من را سحری نیست دلم
رفته بر باد شب و این سحرم
از غم هجر تو بی بال و پرم
نه پسی رفته نه پیش امده ام
دست من نیست بسوزد جگرم
شب یلدات مبارک مادر
جایگاهت همه رحمت مادر
صبر را پیشه خود کرد دلم
غم مخور یاد تو هستم مادر
سهیل
برچسب:
نویسنده: آرمان رستمی